اولياء الله آملى

21

تاريخ رويان ( فارسى )

ملك حبش « 1 » ياقوتى آويخته بود ، سخت روشن ، مقدار تخم مرغى . و هرز را از دور بدان ياقوت اشارت كردند . [ 10 ] و هرز آن روشنى را با نظر گرفت و تيرى بينداخت و بر پيشانى ملك حبش زد ، چنان كه به قفا بيرون شد . اگرچه اين قصه اينجا درخورد نيست ، الا چون تتمهء اين حال است نبشته شد . القصه بعد از آنكه افراسياب و منوچهر باهم صلح كردند ، سبب آنكه مدت دوازده سال آنجا مقيم بود ، عمارت رويان و آن نواحى با ديد آمد . از آنجا فال گرفت و آن نواحى را عمارت فرمود و در طبرستان مقام ساخت و آن را حدود معين كرد . از طرف شرق دينار جارى و از طرف غرب ملاط . اينست مبدأ عمارت رويان كه به طريق ايجاز نبشته شد و العلم عند اللّه . پس معلوم شد كه اول كسى كه بنياد كورهء رويان نهاد منوچهر بود . « 2 » بيت : منوچهر بگذشت و رويان بماند * جهان ماند الا جهانبان نماند بپرورد بسيار كس را به ناز * ولى آخر الامر در خون نشاند و اللّه اعلم بالصواب .

--> ( 1 ) - در اصل : حبشه . ( 2 ) - مطالب بالا از تاريخ طبرستان ص 62 نقل شده است . و سيد ظهير الدين با تغييراتى در تاريخ طبرستان خود ص 13 آورده است .